خر بودن هم عالمی دارد و معنایی و چه معنایی برتر است از خر بودن در عالم هستی وقتی که خر بودن ، خر بودن باشد . ماههاست که تشنه ی شنیدن این کلمه از یک دهان در همه ی عالم هستم و هر چه بیشتر میگردم ، کمتر دهانی را مییابم که به خر بودن خودش اعتراف کند و چه معنای والایی است این خر بودن ، آن هنگامه که در ردیف عاشق شدن و بودن قرار میگیرد و شاید دقیقا خربودن یعنی فرادوستی و درون خلوت ما غیر در نمیگنجد .
مهم نیست که انسان چقدر زیبا باشد ، مهم این است که بتواند یک خر واقعی باشد که درو خلوت ما غیر در نمیگنجد ، برو ، که هرکه نه یار منست ، بار منست و فقط خرانند و کسانی که خران را میفهمند ، در همه ی عالم خر نیستند . نازی جان ، نازی جان ، مرغ عشق از قفسش در رفته و من بعد از چندین ماه یک آواز را آنگونه که دوست داشتم گوش دادم و اینها همه از دوستی با تو حاصل شده است . هیچگاه فکر نمیکردم که اسطورهها هم بتوانند در واقعیت حضور پررنگی مثل تو داشته باشند .
تمام .