چهاردهم تیر است امروز ، یک ماه دیگر چهاردم امرداد است . خدایش بیامرزاد . دلم برایش تنگ شده است . بشتابید ولی آهسته !
اسب دریائی روحم , تو ساحل برق میزنه عین سراب. روح من پاکه مثل دل تو مثل چش سگ مثل دست نوزاد سردمه !! مثل آغاز حیات گل یخ. جشن مرگم برپاست! این هم از همراهم ؟ من به دنبال دوای خودمم , ورنه اینو ازبرم , این که هر کی خودشه! چه کنم؟ ها ؟ چه کنم؟ شلغم و لبوی هیچ وقت , از کجا گیر بیارم؟