تو فکر یک سقفم ، یه سقف بیروزن ، یه سقف پابرجا ، محکمتر از آهن ، سقفی که تنپوش هراس ما باشه ، تو سردی شبها لباس ما باشه
سقفی اندازه ی قلب من و تو ، واسه لمس تپش دلواپسی ، برای شرم لطیف آینهها(لحظهها) ، واسه پیچیدن بوی اطلسی ، زیر این سقف با تو از گل ، از شب و ستاره میگم ، از تو و از خواستن تو میگم و دوباره میگم ، زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه میگیرم ، گم میشم تو معنیه تو ، معنیه تازه میگیرم
سقفمون افسوس و افسوس ، تن ابر آسمونه ، یه افق ، یه بینهایت ، کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم ، یه سقف رویایی ، سقفی برای ما ، حتی مقوایی ، تو فکر یک سقفم ، یه سقف بیروزن ، سقفی برای عشق ، برای تو با من
سقفی اندازه ی قلب من و تو ، واسه لمس تپش دلواپسی ، برای شرم لطیف آینهها ، واسه پیچیدن بوی اطلسی ، زیر این سقف اگه باشه پر میشه عطر تن تو ( از گرمای تو ) ، لختی پنجرههاشو میپوشونه پیرهن تو ( دستای تو ) ، زیر این سقف ، خوبه عطر خودفراموشی بپاشیم ، آخر قصه بخوابیم اول ترانه پا شیم
سقفمون افسوس و افسوس ، تن ابر آسمونه ، یه افق یه بینهایت ، کمترین فاصلهمونه
تو فکر یک سقفم